آپ رمان
دانلود رمان
دانلود رمان ساوُر بدون سانسور
خلاصه کتاب
نگاهت، بی‌روح، مرا به آغوشی کشاند که از ابتدا هم قرار نبود گرم باشد. در زمان، مثل یک شیء بی‌جان، فرو رفتم. هر حرکت، بی‌فایده بود؛ فقط بیشتر غرق می‌شدم. و آغوشت، مثل یخ، مرا در خود گرفت. نمی‌دانم چرا به چیزی دل بستم که هیچ احساسی نداشت.
  • ویدا
درباره سایت
آپ رمان
آخرین نظرات
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " آپ رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.